الفيض الكاشاني
52
منتخب مكاتيب قطب ( فارسى )
--> سپاس خداوندى را كه نيكىها را با نعمت خويش به اتمام مىرساند و با رحمت خويش بركات خود را نازل مىكند و به توفيق او خيرها دست يافتنى مىشود و به يارى او كوره راههاى دشوار پيموده مىشود . خدايى كه در پى فصل ، وصل را و بعد از ترس ، انس را و بعد از سختى ، آسانى را و بعد از گرفتارى ، رهايى را قرار داد . براى ره پويان آرامشگاه آفريد و براى آنان لباس و پوشش قرار داد و نشانههاى همبستگى را به آنان نماياند و انگيزههاى جدايى خواهى را از آنان زدود . سپس آنها به خاطر نعمت خداوند با يكديگر برادر شدند و به ريسمان خداوند آويختند و گروه گروه نشدند . خداوند آنان را رهنمون شد تا دلهاى آنان با دريافت حقايق غيبى به هم گره خورَد و جانى يگانه همسان فطرتِ ابتدايى خويش گردند ، خداوند آنان را به گفتارى ثابت در دنيا و آخرت پايدار كند ! و گواهى مىدهيم به اين كه خدايى به جز خداى يگانه و بى انباز نيست و به اين كه محمّد صلى الله عليه و آله بنده و فرستاده اوست ، آن هم گواهىِ بندهاى اخلاص ورز ، پشيمان و توبه كننده كه به سوى خدا باز مىگردد و چون مىدانست كه بازگشت نهايى به سوى اوست پس نيكوترين ره توشه را براى روز پاداش فراهم آورد . و درود خداوند بر پيامبرش حضرت محمّد صلى الله عليه و آله او كه با استوارترين دلالت و روشنگرى بر پيامبرى برانگيخته شد همو كه رهاننده انسانها از گرداب گمراهى و بر كَنندهء بنيادِ اهل جهالت است . خداوند او را آن گاه بر انگيخت كه پرچمهاى گمراهى برافراشته بود پس او آنها را بر زمين كوبيد و آن گاه كه راههاى حق نوردى متروك بود پس او آنها را دوباره آباد كرد . اين درود خداوند بر او هر زمان باد كه او را ياد كنندهگانى ياد كنند و نيز حتى هر گاه كه غافلان ، يادِ او را فراموش كنند . و درود بر خاندان رسول خدا صلى الله عليه و آله و فرزندان و يارانى از او كه خون خويشتن را در راه دين او در باختند تا اين كه دين او را به برترين راهها نشانند و نيز درود بر پيروان آنها كه از آنان به نيكى پيروى كردند و بر همهء آنان كه در پى آثار ايشان روان هستند و مؤمنانى كه شيوه آنها را در هر زمان احيا مىكنند . اى برادران ! « از خدا آن گونه كه سزاوار پروا كردن است ، پروا كنيد و زينهار جز مسلمان نميريد . » مرگتان فرامىرسد در حالى كه شما بايد براى بار يافتن به پيشگاه پروردگار خود و نيز پذيرش مرگ آماده باشيد . و مبادا كه مرگ شما را به ناگاه همانند چيزى ناخواسته و نادانسته دريابد و شما ناتوان از پاسخ گويى به منكر و نكير باشيد و قبر بر شما آتش گيرد آن گاه كه جايگاهتان تنگ است و دورى از طايفه ، شما را به وحشت انداخته است . پس اكنون ياد كنيد از تنگى قبر تا خانههاى شما بر شما گشاد گردد و ياد كنيد از گزش عقربها تا ياد خويشاوندان فراموشتان شود . نيكان پيش از شما ، اسوههاى شما هستند . سلمان فارسى در سايه ديوارها و درختان روزگار مىگذراند و پناه مىگرفت و آن گاه كه خانهاى براى او ساخته شد به گونهاى بود كه به اندازهء قامت او بود ، هر گاه مىايستاد سرش به سقف خانه مىرسيد و در اين حال مىگفت : شما را با دنيا چه كار ؟ آيا شما همانند سوارى نيستيد كه در گرماى نيم روز به زير سايه درختى پناه مىآورد و آن گاه كه از